
ایستادن یعنی ٬ مرگ
نداشتن طلب ٬ یعنی مرگ
نداشتن آرزو ٬ یعنی مرگ
تو همانی که می اندیشی
اندیشه شکست٬ شکست آرد و اندیشه پیروزی ٬ پیروزی
بزرگ فکر کن ... از همین الان شروع کن
به یاد بسپار ! پیروز مندان ٬ فاتحان لحظه هایند ...
علی ع می گوید :
دنیا از آن کسانی است
که بی وقفه تلاش می کنند و استقامت می ورزند
شجاع باش ...
شجاعت یعنی
ترسیدن ... لرزیدن ...
اما !!
یک گام به پیش نهادن
همواره فراموش نکردم آینده از آن کسانی است که زیبایی رویاهایشان را باور دارند
به یاد داشته باش در پس هر دردی درسی نهان است
بردباری را پذیرفتم و همیشه آماده رویارویی با مشکلات هستم
آنقدر مثبت اندیشم که جابجایی کوه ها را ممکن می دانم
بارانی باید تا رنگین کمانی بر آید
منتسكيو : انسان مانند رودخانه است. هر چه عميق تر باشد، آرام تر است.
عقاب فاتح قله های زندگی خواهم بود و مسافر دشت های بی کران
اگر خود را تغییر دهیم دنیا هم تغییر می کند ...
ما دنیا هستیم
فراموش نکنید: کسی نمی تواند بدون رضایت شما کاری کند که احساس پائینتر بودن کنید.
اول باید جواب خانومی به نام مائده را بدم که تو نظرات نوشته بودن نه میل دارن نه وبلاگ
ببین مثبت فکر کردن باید همراه با اعتقاد باشه خیلی ها از من می پرسن که چه جور می شه
که آدم اگه مثبت فکر کنه به هدفش می رسه
فقط دعا کردن و نشستن و فکر کردن نیست که آدمو به هدفش نزدیک می کنه
بلکه یه حدیث قشنگ از امام حسین داریم که ان الحیاة عقیدة و جهاد
همانا زندگی هدف عقیده و جهاد برای اون هدف هست
یعنی باید تلاش را رکن اصلی قرار داد
هدف یعنی عشق
برای عشقمون ما باید بجنگیم هر آنچه که براش جنگیدیم و تاوان دادیم اون می شه هدف
دیر یا زود بهش می رسی و اگر نرسی خرسندی چون تمام توانت گذاشتی
در مورد مسئله دعا هم باید بگم که شاید تقصیر از خودمون باشه که مستجاب نمی شه
یکسری دوستان از هدف من بالا پرشون ریخته!!!![]()
چرا میای می گی این ماشین نمیتونی بخری؟
شاید تو در حد توانت ندیدی اما هر کسی یه لیاقت داره اون عزیزی که الان سوار پراید هست هم
اگر بدونخ لیاقتش بالاتره و بر اساس لیاقتش تلاش کنه به اون چه که می خواد می رسه
من یاد گرفتم از خدا و زندگی کم نخوام
چون هم خدا و هم دنیا و هم من هر۳ یک جور بزرگ وقدرتنمد هستیم
ایمان دارم به اون چیزی که می خوام میرسم
من یه بچه مایه نیستم که امروز دست بکنم تو جیب پاپا
فردا ماشین و بخرم
الان دارم به خاطر تمام اهدافم تاوان می دم ... البته انسانهایی مانند من حسود و دشمن دارن
حسادت خود سوزیه! هر کی حسود باشه خودشو می سوزونه ...
از تمام کسایی که از وبم تشمر کردن و سر زدن ممنونم ![]()
![]()
![]()
امضا : محمد مهدی
**{{وصیت نامه کوروش بزرگ}}**
فرزندان من، دوستان من! من اكنون به پايان زندگی نزديك گشتهام. من آن را با نشانههای آشكار دريافتهام.
وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس در کردار و رفتار شما نمايانگر باشد، زيرا من به هنگام كودكی، جوانی و پيری بختيار بودهام. هميشه نيروی من افزون گشته است، آن چنان كه هم امروز نيز احساس نمیكنم كه از هنگام جوانی ناتوانترم.
من دوستان را به خاطر نيكويیهای خود خوشبخت و دشمنانم را فرمانبردار خويش ديدهام.
زادگاه من بخش كوچكی از آسيا بود. من آنرا اكنون سربلند و بلندپايه باز میگذارم. اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم. حتی در پيروزی های بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم. در اين هنگام كه به سرای ديگر میگذرم، شما و ميهنم را خوشبخت میبينم و از اين رو میخواهم كه آيندگان مرا مردی خوشبخت بدانند. مرگ چيزی است شبيه به خواب . در مرگ است كه روح انسان به ابديت می پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد می گردد به آتيه تسلط پيدا می كند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسيد كه در بقای او هيچ ترديدی نيست و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست.
بايد آشكارا جانشين خود را اعلام كنم تا پس از من پريشانی و نابسامانی روی ندهد.من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست میدارم ولی فرزند بزرگترم كه آزمودهتر است كشور را سامان خواهد داد.
فرزندانم! من شما را از كودكی چنان پروردهام كه پيران را آزرم داريد و كوشش كنيد تا جوانتران از شما آزرم بدارند.
تو كمبوجيه، مپندار كه عصای زرين پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان يک رنگ برای پادشاه عصای مطمئنتری هستند. همواره حامی كيش يزدان پرستی باش، اما هيچ قومی را مجبور نكن كه از كيش تو پيروی نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسی بايد آزاد باشد تا از هر كيشی كه ميل دارد پيروی كند .هر كس بايد برای خويشتن دوستان يك دل فراهم آورد و اين دوستان را جز به نيكوكاری به دست نتوان آورد.
از كژی و ناروايی بترسيد .اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجرای عدالت تسامح ورزيد ، ديری نمی انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد . من عمر خود را در ياری به مردم سپری كردم . نيكی به ديگران در من خوشدلی و آسايش فراهم می ساخت و از همه شادی های عالم برايم لذت بخش تر بود.
به نام خدا و نياکان درگذشتهی ما، ای فرزندان اگر می خواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد.
پيكر بیجان مرا هنگامی كه ديگر در اين گيتی نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر آن را به خاك باز دهيد. چه بهتر از اين كه انسان به خاك كه اينهمه چيزهای نغز و زيبا میپرورد آميخته گردد.
من همواره مردم را دوست داشتهام و اكنون نيز شادمان خواهم بود كه با خاكی كه به مردمان نعمت میبخشد آميخته گردم.
هماكنون درمی يابم که جان از پيكرم میگسلد ... اگر از ميان شما كسی میخواهد دست مرا بگيرد يا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزديك شود و هنگامی كه روی خود را پوشاندم، از شما خواستارم كه پيكرم را كسی نبيند، حتی شما فرزندانم. پس از مرگ بدنم را موميای نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا ذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد . چه افتخاری برای انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود.
از همه پارسيان و هم پيمانان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گويند.
به واپسين پند من گوش فرا داريد. اگر میخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكی كنيد.
نامم را پدرم انتخاب کرد!
نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم!
دیگر بس است!
راهم را خودم انتخاب خواهم کرد...
این جمله از یکی از متفکران ایرانی بود
اما واقعیت چیست؟
تا کی برای ادامه راه زندگی برده دیگران خواهیم بود؟
تا کی با حرفهای او به راست و با حرفهای او به چپ؟
چرا به خودمان اعتماد نمی کنیم و در میدان نبرد پیش نمی رویم؟
رمز تغییر دنیا احترام به خواسته ها ست
رمز تغییر دنیا دوست داشتن نفس خویش است ...
به خودت بیش از همه احترام بگذار
امضا:محمد مهدی
به زندگی متعهد باش!
اگر زنده ای، باید بازوهایت را تکان بدهی، جست و خیز کنی، سر و صدا کنی، بخندی و با مردم حرف بزنی. چون زندگی درست نقطه مقابل مرگ است
مردن برای ابد در یک وضعیت ماندن است
اگر زیاد آرام باشی، زنده نیستی
مرسی که همیشه همراه من هستید
ماشینم پیدا شد
حاظرم هر کسی بخواد و بهش شام بدم تو بهترین جای تهران
وای نمی دونید چقدر خوشحالم
من اون ماشین و با زحمت و تلاش خودم خریدم
دوران سختی بود اما تجربه خوبی به دست آوردم ...
روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت
فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت ". مي آيد ، من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي ام كه دردهايش را در خود نگه مي دارد و سر انجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست .
فرشتگان چشم به لبهايش دوختند ، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود :
" با من بگو از انچه سنگيني سينه توست . گنجشك گفت " لانه كوچكي داشتم ، ارامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام . تو همان را هم از من گرفتي . اين توفان بي موقع چه بود ؟ چه مي خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود ؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد . فرشتگان همه سر به زير انداختند.
خدا گفت " ماري در راه لانه ات بود . خواب بودي . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. انگاه تو از كمين مار پر گشودي . گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود.
خدا گفت " و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام بر خاستي.
اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود . ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد.
یکی از دارایی اش رنج می برد
یکی از قدرت اش
من از نظاره کردنم به آنها می رنجم
مثل روز که از شب می رنجد
یکی از عشق اش رنج می برد
یکی از نیازش
من از ناگزیری اندیشیدنم به آنها می رنجم
مثل زندگی که از مرگ می رنجد
یکی از مال اندوزی اش رنج می برد
یکی از شادخواری اش
من از ناتوانی ام به یاری کردن به آنها رنج می برم
مثل قلب که از سینه رنج می برد

منو خود من تا آخرش با هميم
منو خود من واسه هم نميزنيم
منو خود من مثل يه کوه محکميم
منو خود من مگه ديگه ميشکنيم؟!؟!
ترسي ندارم از شب از اينکه تنها شدم
تازه فهميدم بايد تکــــيه بدم به خودم
تازه فهميدم بايد منو خودم ما بشيم
يه تکيه گاه واسه هم کوير و دريا بشيم
آره از اين به بعد من ميشم دوست خود من
.
.
.
منو خود من تا آخرش با هميم
منو خود من واسه هم نميزنيم
مثل يه کوه محکميم
مگه ديگه ميشکنيم

بيل گيتس، مالك و رئيس سابق"مايکروسافت"، طي يک سخنراني كه سابقا يعني در زماني كه رياست مايكروسافت را عهده دار بود، در يکي از دبيرستانهاي امريکا انجام داد، او در اين سخنراني نكاتي را خطاب به دانشآموزان يادآور شد و گفت: "در دبيرستان خيلي چيزها را به دانشآموزان نميآموزند".
بيل گيتس فردي است كه موفقيت هاي چشمگيرش زبانزد خاص و عام است و مي توان از تجربيات و نگرش هاي انديشمندانه اش درس گرفت. او هفت اصل مهم زندگي که دانشآموزان در هيچ دبيرستاني فرا نميگيرند، را بدين شرح بيان كرد :
اصل اول: در زندگي، همه چيز عادلانه نيست، بهتر است سعي كنيد با اين حقيقت کنار بيائيد.
اصل دوم: دنيا براي عزت نفس شما اهميتي قايل نيست و شما خودتان بايد در بدست آوردن آن تلاش كنيد. در اين دنيا از شما انتظار ميرود که قبل از آنكه نسبت به خودتان احساس خوبي داشته باشيد، کار مثبتي انجام دهيد.
اصل سوم: پس از فارغالتحصيل شدن از دبيرستان و استخدام، کسي به شما مبلغ فوقالعاده زيادي پرداخت نخواهد کرد. به همين ترتيب قبل از آنكه بتوانيد به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسيد، بايد براي مقام و مزايايش زحمتي در حد انتظارات خودتان براي كسب موفقيت هاي آينده تان بکشيد.
اصل چهارم: اگر فکر ميکنيد، آموزگارتان سختگير است، سخت در اشتباه هستيد. پس از استخدام شدن در يك شركت يا موسسه، متوجه خواهيد شد که رئيس شما خيلي سختگيرتر از آموزگارتان است، چون او ديگر امنيت شغلي آموزگارتان را ندارد و در مقايسه با كاري كه انجام خواهيد داد تنها منافع خود را مد نظر قرار مي دهد.
اصل پنجم: آشپزي در رستورانها يا خيلي از مشاغل ساده با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگهاي ما براي اين کار اصطلاح ديگري داشتند، از نظر آنها اين کار "يک فرصت" براي آينده بود.
اصل ششم: اگر در کارتان موفق نيستيد، والدين خود را ملامت نکنيد، از ناليدن دست بکشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد.
اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشويد، والدين شما هم جوانان فعال و پرشوري بودند و به قدري که اکنون شما تصور مي كنيد، ملالآور نبودند.
وقتی یه مورچه را دیدم که داره از دستای من بالا می ره همون جا انواع اقسام فکر تو سرم اومد بعد از یه کوچولو مطالعه به نتایج قابل توجهی رسیدم!
مورچه ها هرگز تسلیم نمی شوند
موضوع کاملا فکر بر انگیزیه! اگر آنها به سمتی پیش بروند و شما سعی کنید متوقفشون کنید به دنبال راه دیگری می گردند ، بالا میروند ، پایین میروند ، دور می زنند. آنها به جستجوی راهی دیگر ادامه می دهند . چه فلسفه کار آمدی
نتیجه اخلاقی:
هرگز از جستجوی راهی که تو را به مقصد می رساند دست نکش
خسته نشو! تو از مورچه کمتر نیستی!!!
مورچه ها کل تابستان را زمستانی می اندیشند
این نگرش مهمی است.نمی توان اینقدر ساده لوح بود که گمان کرد تابستان برای همیشه ماندگار است . پس مورچه ها وسط تابستان در حال جمع آوری غذای زمستانشان هستند . یک حکایت قدیمی می گوید : خانه ات را در تابستان بر روی شن نساز . چرا به این پند نیاز داریم؟ زیرا مهم است آینده نگری کنیم . در تابستان باید فکر توفان هم بکنیم . باید همچنان که از آفتاب و شن لذت می بریم به فکر سنگ و صخره و سیل هم باشیم
نتیجه اخلاقی:
همیشه آینده نگر باشید برنامه ریزی کنید تا از تمام زنگی لذت ببرید
برای خواندن ادامه به ادامه مطالب یا لینک زیر بروید
ادامه مطلب
خوبید همه!؟![]()
بابا ترکوندید!![]()
![]()
![]()
این همه نظر تازه کلی تایید نشده دارم![]()
خیلی خوشحالم که وبم روزانه بین ۸۰ تا ۱۵۰ بازدید داره![]()
به فکر تشکیل سایت دارم میوفتم یواش یواش!![]()
![]()
![]()
راستی می خوام چند تا از فیلد های کاری که توش هستمو براتون بگم
البته نه الان ... فعلا
نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــظر یــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادت نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــره![]()
![]()
یک داستان فوق زیبا از بیان عشق
یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می
توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از
دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.
برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق
عنوان کردند.
شماری دیگر هم گفتند :
«با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان
عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را
برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کردکه: ...
یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق
معمول برای تحقیق به جنگل رفتند.
آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.
یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده
بود.
شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار
نبود.
رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک
ترین حرکتی نداشتند.
ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه،
مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت.
ادامه داستان در ادامه مطلب
ادامه مطلب
بعضی موقعها که تفکر می کردم به این نتیجه می رسیدم که یه چیزی تو زندگیم کمه که از روش الگو برداری کنم .
این چند خط از منشور ۳۰ صفحه ای منه !!
اگه نظر بدید ممنون می شم
با یاد و نام خدا و شکرگزاری تمام نعمتهایی که او به من داده
من ، محمد مهدی شکر گزار نعمتهای خدای مهربانم هستم
خدایا تورا شکر می گویم از سلامتی که به من دادی
***
خدایا ...
همواره به این جمله اعتقادی قلبی دارم
که به داده و نداده و گرفته ات شکر
که داده ات نعمت ، نداده ات حکمت ، گرفته ات امتحان
معبودا چشمان مرا از آنچه که نباید ببینم باز دار
گوشم را از آنچه نباید بشنوم باز دار
زبانم را از آنچه نباید بگویم باز دار
***
به چشمانم قدرتی بده تا آنچه دیگران می بینند اما نمی بینند را ببینم
***
خدایا به من توانایی آن را بده تا امامم را بشناسم تا بر طبق حدیث شریف
من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية؛
دچار مرگ همراه با نادانی نشوم
***
هرگز الطاف پدر و مادرم در راه موفقیت را فراموش نخواهم کرد.
هرگاه به یاد چهره مهربان مادرم می افتم که با نرم لخندی و با عشق نگاهی برگونه ام بوسه می زد و پدر که به آرامی و شوق و قوت قلبی برای من در آغوشم می گرفت اشک در چشمانم حلقه می زند و به یادم آید که فریدون گفته است:
تاج از فرق فلک بر داشتن جاودان آن تاج بر سر داشتن
تا ابد در اوج قدرت زیستن ملک هستی را مسخر داشتن
بر تو ارزانی که ما را خوشتراست لذت یک لحظه مادر داشتن
***
می دانم که از شکست پلهایی برای موفقیت بسازم
به مشکلاتم با صدایی رسا خواهم گفت که من (محمد مهدی ) خدایی بزرگ دارم
نظم و ترتیب را در لحظاتم قرار می دهم
آزادانه می اندیشم
بردباری را باور دارم
لحظه های ناب را شکار می کنم چون اعتقاد دارم که پیروز مندان فاتحان لحظه هایند
دشمنانم را می بخشم تا خدا نیز مرا ببخشد
هرگز از کسی چیزی به دل نخواهم گرفت
اشتباهات دیگران را می آموزم تا از جانب من تکرار نشود
همیشه به فرایض دینی خود اهمیت می دهم و آنها را در صدر باورهای خود قرار می دهم
با انسانها مهربان خواهم بود
بر این باورم با لبخندی می توان دلی را خرید
غمگینی را شاد کرد ؛ نا امیدی را امیدوار
دشمنی را دوست ...
اعتماد می کنم تا چیز جدیدی بدست آرم
به دوستانم گلی هدیه می کنم
۰
۰
۰
دلم تنگ است براي بوسه عاشقانه اي كه بر صورت نازت بنشانم
بوسه اي كه همه ي عشقم را ارزاني ات كند
دلم تنگ است براي نگاههاي عاشقانه ات... مهرباني خفته در صدايت... و گرمي دستاني پر از عشق و عاطفه
دستانت برايم ارمغاني است از عشق
چشمان خسته ام را اندكي بر هم ميگذارم تا شايد چهره زيبايت را در گرمي اشكهايم تجسم كنم
قلب كوچكم هر لحظه براي ديدنت و شنيدن طنين صداي دلنوازت مي تپد
فرشته مهربان زندگي ما.... اي اسطوره ي عشق و مهرباني
خانه بدون حضورت سرد است و بي روح..
برگرد و با بودنت گرمي بخش زندگي ما باش ...
برگرد و چون گذشته پروانه وار عشقت را به ما ارزاني دار ......
برگرد و شمع سوزان عشق باش و عاشقي را به ما بياموز...
آسمان ابري دلم هواي باريدن دارد ........

همه مبارزان راه روشنايي از تعهد و آغاز مبارزه به هراس افتادهاند
همه مبارزان راه روشنايي در گذشته خيانت كرده و دروغ گفتهاند
همه مبارزان راه روشنايي بارها اميد به آينده را از دست دادهاند
همه مبارزان راه روشنايي براي چيزهاي بياهميت رنج كشيدهاند
همه مبارزان راه روشنايي بارها شك كردهاند كه آيا مبارز راه روشنايي هستند يا نه؟
همه مبارزان راه روشنايي بارها "آري" گفتهاند، زماني كه ميخواستند "نه" بگويند
همه مبارزان راه روشنايي كسي را كه دوست ميداشتند، زخمي كردهاند
آنها مبارز راه روشنايياند، زيرا همه اين تجربيات را از سر گذراندهاند و نااميد نشدهاند كه بهتر شوند
من و شما می خواهیم مبارزان راه روشنایی لقب بگیریم ...
منتظر تغییراتی جدید باشید
1. لبخند جذابتان می کند ،
همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم . لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می کند . دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم .
2. لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد ،
دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید . لبخند به بدن حقه می زند .
3. لبخند مسری است ،
لبخند زدن برایتان شادی می آورد . با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید .
4. لبخند زدن استرس را از بین می برد ،
وقتی استرس دارید ، لبخند بزنید . با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید .
برای اطلاع از ادامه خواص به ادامه مطلب رجوع کنید
ادامه مطلب
روزی پادشاهی سنگ نسبتا بزرگی را بر گذرگاهی باریک قرار داد به گونه ای که ارابه ها و
گاری ها و حتی گاه پیاده ها برای گذر از آنجا مشکل داشتند .خود نیز به کمین نشست تا واکنش
مردم را ببیند. مدت ها گذشت ....همه با دردسر از کنار سنگ می گذشتند و فقط به غر زدن
اکتفا می کردند .روزی پیرمردی روستایی از آنجا رد میشد و سنگ را دید .کوله بارش را
زمین گذاشت و با زحمت زیاد سنگ را جابجا کرد و جاده را باز نمود.... ناگهان متوجه کیسه ای
در زیر سنگ شد.کیسه را باز کرد نامه ای بود و مقدار زیادی سنگ های قیمتی. در نامه نوشته
شده بود این پاداش کسی است که به جای غر زدن و اعتراض کردن به روزگار زحمت عوض کردن
اوضاع را به خود میدهد.
**نکته! این مطلب از وبلاگ دوست عزیزم مژده برداشت شده
بر مزارم بنویسید :
تا که بودیم نبودیم کسی
گشت ما را غم بی هم نفسی
تا که خفتیم همه بیدار شدند
تا که مردیم همگی یار شدند
قدر آن شیشه بدانید که هست
نه در آن موقع که افتادو شکست ![]()
کبوتر شد و رفت...
زیر باران غزلی خواند، دلش تر شد و رفت...
چه تفاوت که چه خورده است؟
غم دل یا سم...
آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت...
روز میلاد....
همان روز که عاشق شده بود...
مرگ با لحظه میلاد برابر شد و رفت...
او کسی بود که از غرق شدن می ترسید...
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت...
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد...
درعجبم از مـــرام این مردم پست ایــن طــایفه زنــده کش مــرده پرست
تا هست به ذلت بکشندش به جفا چون مرد به عزت ببرندش سر دست
می کند که بالاخره ماهی مورد علاقش را می گیرد زندگی به مانند یک ماهیگیریست و ما ماهیگیر
پشتکار + تصویر دهنی = موفقیت
امام حسین (ع) :ان الحیاة عقیدة و جهاد![]()
زندگی یعنی عقیده(ایمان٬تصویر ذهنی) و تلاش(پشتکار) ![]()
**تاکید می شود:مطالب فوق از جایی کپی نشده است و تمام از نویسنده وبلاگ است.
استفاده از مطالب بدون ذکر اسم وبلاگ جایز نیست
ببخشید اگه یه نموره منفی می نویسم ولی واقعا سخت ترین روزهای زندگیمو سپری
می کنم.
من خانوادم از نظر مالی هیچ مشکلی ندارن اما من ۲ ساله که از اونا هیچی پول نگرفتم
حتی خرج تحصیلمو (دانشگاه آزاده اااا شوخی نیستااااا)
خلاصه اینکه از نظر روحی هم حال و روز خوبی ندارم
من بیشتر درد دل هامو یا با خدا می گم یا تو لپ تاپ شخصیم می نویسمشون
اگه گفتبد چرا!!!؟؟؟ هان الان می گم براتون
آخه تمام اونایی که کنار من هستند نمیتونن افکار منو بفهمن
چی جوری بگم مممممم درکم نمی کنن
البته می دونم تمام انسانهایی که یه روزی به یه جایی رسیدن و تغییراتی تو عالم دادن
یه روزی یه جای یه کسی سرزنششون کرده
گفتن این راهی که می ری بن بسته
جووووون خامی نکن ما تجربه داریم اینجوری هستیم حالا تووووووووووووووو
بابا بســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــته دیگه
اه
چقدر نصیحت
چقدر سرزنش و کوبیدن و انرژی منفی
ولی می دونم در نبرد بین روز های سخت و انسانهای سخت این انسان سخت است
که برنده می شود
اینقدر قدرت دارم که تنهایی به تمام اهدافم میرسم
رزم آور نور گاهی برای اهدافش باید بجنگه
این منم که می خوام دنیا رو تغییر بدم
من عاشق اهدافم هستم
خدایا ازت یاری می طلبم
دریای آرام هیچ وقت ناخدای قهرمان نمی سازه
۲
در هنگام صحبت کردن آرام متین و با شخصیت سخن می گویند
۳
در صحبت های خود از اصطلاحات و کلمات مناسب استفاده می کنند
۴
در گفتار خویش از جملات زیبا مانند احادیث آیات جملات قصار مناسب حال بهره می برند
۵
به دیگران احترام می گذارند
۶
شخصیت دیگران را ارج می نهند
۷
همواره آرام هستند و با وقار و آهسته راخ می روند
۸
لباس هایی تمیز و ساده به تن می کنند
۹
از جلب توجهات فانتزی دوری می کنند (سیگار٬ ماشین مدل بالا ٬ صدای ضبط و...)
اگر تصور کنی شکست خورده ای پس شکست خورده ای
اگر تصور کنی جرات نداری پس جرات نداری
اگر می خواهی پیروز شوی اما می پنداری که قادر نیستی در آستانه شکست هستی
اگر تصور کنی بازنده خواهی شد پس بازنده می شوی
زیرا در دنیای بیرون توفیق با اراده انسان آغاز می شود
و تمامش تصویر ذهنی است
اگر تصور کنی شان و مرتبه نازل داری پس چنین هستی
تو باید به خودت اطمینان داشته باشی تا آنکه بتوانی جایزه را ببری
مبارزات زندگی به سود کسی پایان می پذیرد که
کم و بیش معتقد است که می تواند!!
قسمت اول
شخصي سر كلاس رياضي خوابش برد. زنگ را زدند بيدار شد و با عجله دو مسأله را كه روي تخته سياه نوشته شده بود يادداشت كرد و با اين «باور» كه استاد آن را به عنوان تكليف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز و آن شب براي حل كردن آنها فكر كرد. هيچ يك را نتوانست حل كند.
اما طي هفته دست از كوشش برنداشت.
سرانجام يكي از آنها را حل كرد و به كلاس آورد.
استاد به كلي مبهوت شد زيرا آن را به عنوان دو نمونه از مسايل غير قابل حل رياضي داده بود
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


